آیا گواردیولا میتواند یک منچسترسیتی درخشان دیگر بسازد؟
هفتیک- سرمربیای که تجربه بیشترین دوران حضور روی نیمکت منچسترسیتی را داشت یک مبدع تاکتیکی بود که بسیار دور از انگلیس به دنیا آمده بود که در استفاده از مهاجمان نوکی که عقب میرفتند، پیشرو بود. پپ گواردیولا راهی طولانی برای برابری با حضور 13 ساله لِس مکداوال، مربی متولد هند، روی نیمکت منچسترسیتی دارد که قهرمان جام حذفی 1956 شد و مبدع “برنامه رِوی” (توضیح مترجم: Revie Plan یک سیستم تاکتیکی بود که در دهه 1950 توسط منچسترسیتی به کار گرفته میشد. این سیستم به نام “دان رِوی”، مهاجم تیم که مهمترین نقش را در اجرای آن داشت، نامگذاری شده بود.) با این حال اگر او تا پایان قرارداد جدیدش در این تیم بماند یعنی 7 سال در سیتی حضور داشته که بیشتر از هر مربی دیگری به جز ویلف وایلد است که در طول جنگ جهانی دوم هدایت باشگاه را بر عهده داشت.
هفت سال حضور در هر باشگاه در دوران فوتبال مدرن یک دستاورد قابل توجه به حساب میآید؛ به ویژه در باشگاهی مانند سیتی که از قدیم تمایل زیادی به تغییرات داشته و خصوصا برای کسی مانند گواردیولای 49 ساله که فشار بالای کار کردنش باعث میشود که دوران حضورش در یک باشگاه محدود باشد. شاید این موضوع هنوز به مشکل تبدیل نشده باشد اما در عین حال هیچ باشگاهی تا به حال عینا تمام نیازهای یک مربی را آنطور که سیتی برای گواردیولا فراهم کرده، تدارک ندیده است.
با توجه به تلاش زیادی که آنها برای تبدیل این باشگاه به بارسلونای شمالی انجام دادند، باعث تعجب نیست که فرصتی کمیاب به گواردیولا داده شده تا تیم فوق العاده دومی بسازد. اقدامات دوم در فوتبال چندان رایج نیستند: همانطور که در موضوع مائوریسیو پوچتینو مشخص شد، تمایل اکثر باشگاهها به این است که وقتی مربی از دوران اوج فاصله میگیرد، به جای در اختیار داشتن فرصتی برای بازسازی، برکنار شود.
سرعت سقوط سیتی به هیچ وجه به اندازه تاتنهام نبود و آنها فصل گذشته نیز در رده دوم قرار گرفتند اما کسب 81 امتیاز، یک کاهش قابل توجه نسبت به 98 و 100 امتیازی است که در دو فصل پیش از آن به دست آورده بودند ( حتی با توجه به این واقعیت که فاصله زیاد با لیورپول احتمالا باعث از دست رفتن تمرکز در نیم فصل دوم شده بود). اما این مقیاس دستاورد گواردیولاست: کسب 81 امتیاز در هر زمینه دیگری میتوانست یک رکورد بسیار قابل احترام باشد.
با این حال مربیان کمی موفق شدند که بیش از یک بار تیم فوق العادهای را خلق کنند و این چیزی است که میتوان تا حدی به عدم بردباری در فوتبال نسبت داد. تنها چهار سرمربی موفق شدند در بیش از یک باشگاه به قهرمانی در لیگ انگلیس دست پیدا کنند. ژوزه مورینیو در دو دوره متفاوت در چلسی قهرمان شد. سر الکس فرگوسن و مت بازبی سه تیم فوق العاده در یک باشگاه ساختند. هری کَتِریک، بیل شنکلی، باب پیسلی و آرسن ونگر دوبار این کار را انجام دادند. اما این موضوع بسیار نادر است.
تا تحقیر برابر واتفورد در جام حذفی 1970 برای شنکلی بسیار سخت بود از تیمی که ساخته جدا شود و به بازیکنانی که موفقیتهای فوق العادهای با آنها کسب کرده بگوید که دیگر جایی در تیم ندارند. روند بازسازی برای گواردیولا همین حالا آغاز شده است. ونسان کمپانی جدا شده و حضور سرجیو آگوئرو کاهش پیدا کرده است. حضور روبن دیاز و فران تورس یک قدم رو به جلو برای جایگزینی آنهاست. هرچند بزرگترین مشکل شاید یافتن کسی است که آگاهی منطقهای و هوش تاکتیکی برای جانشینی فرناندینیو در پشت خط میانی را داشته باشد.
و البته که پس از آن مسئله لیونل مسی وجود دارد. بدون شک انتشار خبر تمدید قرارداد دو ساله گواردیولا منجر به اظهارنظر مسی در این باره شد که در بارسلونا “کمی از این که همیشه در همه چیز مقصر باشد خسته شده” و درگیری او با مقامات مالیاتی اسپانیا شایعات جدیدی را در این باره که احتمال دارد در تابستان سال آینده و به عنوان بازیکن آزاد بار دیگر با مربی سابقش در سیتی همراه شود، به وجود خواهد آورد. در حالی که جذب او بدون شک یک جادو و فریبندگی خاص برای سیتی است، باور این موضوع سخت است که او مشکلات تاکتیکی مشابهی که در بارسا ایجاد میکند را برای سیتی به وجود نیاورد.
با وجود تمام تواناییها و گلها و پاس گلهای تضمینی، آیا او هنوز ( با وجود 34 ساله شدن در ماه ژوئن) این قدرت را دارد که در تیمی بر پایه پرسینگ بازی کند؟ گواردیولا انقلابی در بارسلونا به پا کرد. پرسینگ او منجر به فوتبالی تماما مالکانه شد و تمام موضوعات ممکن در فوتبال را تغییر داد. اما فوتبال خودش را سازگار میکند.
دیگر رقبا از این که تنها 40 درصد مالکیت توپ را در اختیار داشته باشند، هراسی ندارند و مانند منچستریونایتد در فینال لیگ قهرمانان 2009 نظمشان را از دست نمیدهند. و ذات پرسینگ تغییر کرده است: مکتب آلمانی یورگن کلوپ، هانسی فلیک و یولیان ناگلزمان آمده تا جانشین مکتب اسپانیایی شود (حتی با این که یواخیم لوو هنوز در گذشته باقی مانده است). کلوپ تنها مربیای است که گواردیولا بیش از 5 بار با او روبرو شده و رکورد خوبی برابر این مربی کاتالانی دارد.
این نشان میدهد که مربی سیتی نیاز دارد تا حد زیادی سازگار شود. او در بعضی پارامترها در طول دوران حرفهای خود انعطاف پذیر بوده اما 12 سال زمانی طولانی در مربیگری است. افراد بسیار کمی میتوانند بیشتر از یک دهه در شرایط بسیار خوب باقی بمانند. روند تحولات مداوم از نظر روانی بسیار خسته کننده است.
شاید این مشکل ویژهای برای گواردیولا با توجه به جدیت عجیبش باشد که باعث خستگی بازیکنان پس از سه سال حضور او در بایرن و در چهارمین فصل حضورش در بارسلونا شد. با این وجود گلایههایی که در سال 2019 از بعضی بازیکنان به گوش میرسد به شکل قابل توجهی در تابستان امسال کمتر شده بود.
گواردیولا با عدم قهرمانی در لیگ قهرمانان از سال 2011 هنوز کار نیمه تمامی دارد. تصمیم برای ادامه حضور همیشه با او است. به هرحال او موفقترین مربی تاریخ سیتی است و حتی با وجود تمام سرمایهگذاریهای انجام شده، دو فصل 100 و 98 امتیازی، بسیار درخشان و حیرت انگیز بودند. چه کسی واقعا میتواند در باشگاهی که برای گواردیولا ساخته شده جانشین او شود؟